صائن الدين على بن تركه
143
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
نيامدى و اگر عشق نبودى ، عزّت و بزرگى من در اين خوارى حاصل نشدى . شعر از ابن فارض است . ص 75 ، س 1 - 2 : جوروا و صدّوا . . . : ستم كنيد و بازداريد و از بيمار خود روى گردانيد و دورش كنيد هر قدر كه خواستيد و كناره گيريد . ستم از شما دادگرى است و بازداشتن وصل است و دور كردن شما براى من ، به منزلهء نزديك ساختن است . ص 75 ، س 4 : عاشق و سوز جگر . . . : از غزلهاى امير خسرو دهلوى است و مصرع اول چنين ضبط شده است : خسرو است و سوز دل وز ذوق عالم بىخبر . ص 75 ، س 8 : اى همنشين مجلس جم . . . : شعر از حافظ است . ص 75 ، س 15 - 16 : آيا نديدى كه خدا به مريم [ هنگام درد زادن ] گفت درخت خرما را تكان ده تا خرماى تازه فروريزد ؟ اگر خدا مىخواست او بدون تكان دادن نيز مىتوانست خرما بچيند اما براى هر چيزى سببى نهاده شده است . ص 75 ، س 18 - 19 : دهقان سالخورده . . . : شعر از حافظ است . ص 75 ، س 21 : الفاتحة امّ الكتاب : سورهء فاتحه ، مادر قرآن است . ابو هريره دربارهء سورهء حمد دو حديث از پيامبر نقل كرده است : الف - فاتحة الكتاب هى السبع المثانى ؛ ب - الحمد للّه امّ القرآن و امّ الكتاب و السبع المثانى ( سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 446 ؛ الجامع الصغير ، ج 1 ، ص 152 ) . ص 76 ، س 3 - 4 : در غوره ببين مل را . . . : شعر از مولاناست . در كليات شمس ، تصحيح فروزانفر چنين ضبط شده است : در خار ببين گل را ، بيرون همه كس بيند * در جزو ببين كل را اين باشد اهليّت در غوره ببين مى را ، در نيست ببين شىء را * اى يوسف در چه بين شاهنشهى و ملكت ص 76 ، س 10 - 11 : پرى نهفته رخ و . . . : شعر از حافظ است . اختيار علامهء قزوينى « بسوخت ديده ز حيرت » است .